تبلیغات
فراغتخانه - شعر ( ! )
منتظر فرصت نباش! فرصتها را خلق کن...

شعر ( ! )

نویسنده :پروانه پروا
تاریخ:جمعه هشتم شهریورماه سال 1392-06:24 ب.ظ

(! )

دلتنگم
دلتنگ
از تمام آدمهای دنیا
که در نبودنت شهر را
به اسارت گرفته اند
دلتنگم
دلتنگ
از نبودنهای بیشمارت در کنارم
دلتنگم
آنقدر دلتنگ که
مرگ از لابلای بی حسی و زوال دقایقم
میچکد
روزنه ای نیست
چه میدانی ؟
آنقدر دور ایستاده ای که
مرا نمیبینی
اما
چشمهایت
پراند از احساسی که شاید هیچگاه
زبان عقلت مزه مزه نکرده
و هوس این هوشیاری
از ابرهای سیاه ترست
میبارد
میخواهی ام
زبان نگاهت
 بی حضور رسواگر  واژگان
قلبم را
از حسی بی وقفه
می آشوبد
مرا در بر بگیر
مرا تنگ در بر بگیر
و بگذار نفسهای بی تو بودن
قطع شوند
مرا در بر بگیر
و بگذار که هرم نفسهای عطشناکت
روح تازه و پاکی را در کالبدم بدمد
میریزم
چنان غریبانه و بی صدا
که تمام شدن خویشتن خویش را باور ندارم
انگار هیچگاه نبوده ام
انگار دوباره نخواهم بود
انگار چیزی نیست
هیچ
در نبودنت که هر لحظه بیشتر
در تمام من میگسترد
پایان میگیرم
در تمام من چیست ؟
تو
و تو
نیستی
رنج
به وسعت تمام این سالها
در من میتازد
و به ویرانی ام میکشاند
درد
به عمق
چشمهایم
روحم را میمکد
باور کن
چیزی از من باقی نمانده
این درد بی درمان
روزی مرا به پایان خواهد برد
این عشق
این درد
این تمام ناتمام همیشگی ام
مرا با خود به دیاری خواهد بود که سرانجامش سکوت است و
برای تو
افسوس ....






نوع مطلب : شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
افزایش انفجاری بازدید
شنبه نهم شهریورماه سال 1392 04:14 ب.ظ
برای افزایش بازدید وبلاگ خود فقط کافیست با سایت ما تبادل لینک کنید.

آدرس :
www.link118.com
پیج رنک ما 4 می باشد

منتظر دریافت لینک شما هستیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر