تبلیغات
فراغتخانه - شعر ( غزل )
منتظر فرصت نباش! فرصتها را خلق کن...

شعر ( غزل )

نویسنده :پروانه پروا
تاریخ:چهارشنبه هجدهم بهمنماه سال 1391-05:57 ب.ظ

 


یک شب آرام ، یک غزل بی واژه میمیرد

یک بغل شعر ، بی نوای عشق میمیرد

یکنفر تنهاست، با نگاهی پر ترانه، پر پرنده
آسمان هم بی وجود زهره یا پروین میمیرد

یک پرنده در قفس بیتاب میخواند
جفت آزادش اسیر بی کسی، اینگوشه میمیرد

آسمانم گم شده، اشکم سرازیر است
بی کسی هم بی خدا تنهاست، میمیرد

شب شده، مهتاب آشفته است ، میبارد
آشنای سایه ها در خانه خورشید میمیرد

میسرایم یک غزل بی واژه ، بی آهنگ
تا بدانی شهر من هم بی خدای خویش میمیرد





نوع مطلب : شعر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
tala
جمعه بیستم بهمنماه سال 1391 08:54 ق.ظ
خیلی زیبا بود خسته نباشی
مریم
چهارشنبه هجدهم بهمنماه سال 1391 06:34 ب.ظ
نمیدونستم این کاره ای ایول ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر